سال 2013 رهبران معنوی جهان رو براساس تعداد پیروان و میزان تاثیری که تو زندگی آدم ها گذاشته بودن طبقه بندی کرده بودن. فکر میکنم همیشه این کار رو میکنن من از 2013 با خبرم که اولین رهبر معنوی دنیا دالای لاما دومین اکهارت توله و سومی وین دایر بود
وین دایر تو خیلی از سخنرانی هاش با این طبقه بندی کلی طنز ساخته بود و مردم رو می خندوند میگفت من اگر خیلی آدم معنوی باشم و خیلی به وجود خداییم نزدیک باشم اصلا این طبقه بندی رو نمی بینم و برام بی اهمیته ولی از شما چه پنهون که نفسم بعضی وقتها قلقلکم میده که چرا من سومم ؟ خب معلومه اکهارت توله، اوپرا وینفری رو داره که هفته ای یک تا دوبار تو برنامهء پر بیننده اش دعوتش میکنه... البته اگر با اکهارت همدست بشیم می تونیم دالای لاما رو بکشیم پایین و بعد کلی می خندید و مردم رو میخندوند
یه بار اوپرا وین رو دعوت کرده بود تو برنامه اش.. تو اون کلیپی که من دیدم وین دایر گفت: من نمیخوام قانون جذب رو زیر سوال ببرم اما برای خیلی ها بد جا افتاده قرار نیست شما بشینی گوشهء خونه تخیل کنی و هرچی که میخوای بهت جذب بشه نمیشه بشینی و بگی خدایا فلان چیز؛ فرشته ها بهمان چیز.
نه اینجوری نیست
تو برای جذب هر آنچه که میخواهی باید خودت مانند فرشته ها بشی
باید خودت خصلت های پروردگار رو در وجودت پرورش بدی تا اون خصلت خالق بودن در تو قوی بشه و خودت بتونی زندگی دلخواهت رو خلق کنی دقیقا مطابق با تمام جزییاتی که می تونی در نظر بگیری
خصلت هایی مثل مهربانی ، بخشندگی، یکی بودن درون و بیرونت ، عاشق بودن بر همه چیز و ....
در اون صورته که نور الهی از درونت جاری میشه و خدای درونت قدرتمند میشه و تجلی پیدا میکنه و خواسته هات یک به یک متجلی میشه چون خودت خلقشون میکنی
کتاب "شروعی تازه" مال استر هیکس که من دیگه الان اون رو پیامبر عصر خودمون می دونم هم در مورد همین خصلت خالق بودن بحث میکنه . بحث هاش همیشه سنگینه و واقعا باید به یه درجه ای از آمادگی ذهنی رسیده باشی تا دقیقا بفهمی چی میگه
اما اون پرورش خصلت های پروردگار در خود یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. اون رها شدن از خصلت های انسانیِ مانعِ رشد و ایجاد خصلت های خداگونهء رهایی بخش به تمرین مستمر ، به افزایش آگاهی روز افزون ، به بررسی خود نیاز داره
ما در اول کار باید خودمون رو با تمام خصلت های بد و خوب انسانیمون بشناسیم و به همون شکلی که هستیم بپذیریم و با خودمون کنار بیایم و با تمام نقطه ضعف ها به خودمون عشق بورزیم تا بتونیم یکی یکی اون خصلت ها رو عوض کنیم و با خصلت های خدایی جایگزین کنیم
من یه مثال از خودم میزنم شاید کمک کننده باشه که چه شکلی باید تمرین کرد
من یکی از بزرگترین خصلت های انسانی مزخرفم که باعث میشه بعضی وقتها ارتعاشاتم به حالت منفی در بیاد اینه که خیلی زیاد بدم میاد از اینکه یک نفر دیگه به جای من تصمیم بگیره و برای من تعیین تکلیف کنه . این خصلت از بچگیم همراهم بود هنوز هم هست با این فرق که الان دیگرانی که با من در ارتباط هستن تقریبا یادگرفتن که نباید چنین کاری در مقابل من انجام بدن اما بعضی از آدمهای مداخله گر و خودخواه نمی تونن خیلی خودشون رو کنترل کنن
مثلا از جدیدترین مورد پیش اومده بخوام بگم اینه که من برای یه عصری مهمون دعوت کردم در خودم میدیدم که عصرونه و شام مختصری حاضر کنم و از مهمونام پذیرایی کنم و کلی هم خوش بگذره. بعد که مهمونهام رو دعوت کردم بهم گفتن چون یک نفر دیگه که اصلا من دعوتش نکرده بودم نمی تونه اون عصر بیاد، ما تصمیم گرفتیم فلان روز تعطیل همه با هم ناهار بیایم عصرش هم کار داریم زود بریم
من به هیچ عنوان این روزها که هر روزم به شدت در اختیار هومان هستم و خسته ام نمی تونم برای ناهار از کسی پذیرایی کنم اونم اینجا تو شیراز که ناهار رو خورده نخورده همه میگیرن میخوابن
این احساس آشپز و گارسن بودن که از صبح جون بکنی و غذا آماده کنی بعد مهمونهات بیان بخورن و بخوابن عصر هم بلند شن برن خیلی حس بدی به من منتقل میکنه و بدتر از اون اینکه دعوت من رو برای عصرونه و شام رد میکنن و بعد خودشون رو در روزی که من از قبل براش برنامه ریزی کردم ناهار دعوت بکنن به من فشار آورد هرچند من عذرخواهی کردم و گفتم نمی تونم برای ناهار تو اون روز پذیراشون باشم ولی این درخواست بی ملاحظه خیلی برای من آزاردهنده بود
طبق شیوه ای که مدتهاست دارم ازش استفاده میکنم به محض اینکه دیدم افکار آزاردهنده داره ذهنم رو پر میکنه قلم و کاغذ میارم و می نویسم که خیلی احساس بدی دارم به این دلیل به این دلیل و بعد چیزهایی که دلم میخواد به طرف مقابلم بگم اما یه سری ملاحظات خانوادگی اجازه نمیده رو هم می نویسم و آروم میشم و میرم دنبال کارهای روزانه ام
اما فکر نکنین به همینجا ختم میشه فرداش دوباره افکار میان گاهی به همون شدت قبل دوباره دفتر و قلمم رو میارم و دوباره می نویسم ... بار بعد افکار دیرتر میان مثلا دو روز بعد شب موقع خواب یه دفعه میبینم بدنم از شدت ناراحتی مرتعش شده و به خودم میام و دوباره افکارم میاد رو کاغذ
همیشه بعد از نوشتن سبکی اتفاق می افته شک نکنین و هر بار به مرور زمان سبکی بیشتر و فشار افکار کمتر میشن تا بسته به میزان آزادهندگی مورد پیش اومده بعد از چند روز دیگه کلا از ذهن پاک میشه
اینطوری باعث میشه ما بار منفی اون افکار مزخرف رو به مدت طولانی با روحمون حمل نکنیم و در جا ازش خلاص بشیم و به زندگی روزمره برگردیم که حتما توش تمرکز به نکات مثبت زندگیمون باید باشه و بعد که دوباره افکار برگشتن دوباره از شرشون خلاص بشیم و به نکات مثبت برگردیم مثلا بعد از نوشتن یه آهنگ زیبا بذاریم و کارهای خونه مون رو انجام بدیم یا یه کتاب صوتی عالی گوش کنیم و پیاده روی کنیم یا یه سخنرانی انگیزه بخش مثبت ببینیم یا گوش کنیم و یا خیلی کارهایی که می تونیم از انجامش در کنار کارهای روزمره مون لذت ببریم
این شیوه یکی از بهترین شیوه ها برای کم کردن افکار منفی و اضافه کردن افکار مثبت هست که توسط بنده آزمایش شده و خیلی خوب جواب داده و امروز این اتفاق ناراحت کننده ظرف مدت یک هفته از من کنده میشه در حالیکه در طول روز حتی نیم ساعت هم ذهن من رو درگیر نکرده و این در حالیه که چندسال پیش یک چنین اتفاقی رو تا یکماه یا بیشتر با خودم میکشوندمش عصبی میشدم و خشونت به خرج میدادم زندگی برام تلخ میشد
اما به مرور تونستم با استفاده از این شیوه ذهنم رو کنترل و مدیریت کنم
و این که وقتی ما تمرکزمون در طول روز بیشتر بر روی نکات مثبت و خواسته ها و داشته هامون باشه و از افکار منفی زودتر خودمون رو خلاص کنیم آروم آروم روحمون رشد میکنه و متعالی تر میشه و میرسه به جایی که چنین اتفاقی فقط چند لحظه روحمون رو آزار میده و بعد از چند لحظه به طور کامل از وجودمون میره و بعد آروم آروم میرسیم به جایی که اون روحیه خداگونهء پذیرش و بخشش چنان در ما قوی میشه که اصلا دیگه چنین چیزهایی آزاردهنده نیست و ما خیلی راحت می پذیریم و عذرخواهی میکنم که نمی تونیم خواسته شون رو برآورده کنیم و خوش خوشان به زندگی روزمره مون می پردازیم که پر از اتفاقات خوبیه که توسط افکار مثبت ما به وجود اومدن
همه اینها رو گفتم تا بگم اساتید و رهبران معنوی جهان درست میگن. ته داستان رو درست دیدن. راهکارها رو درست میگن. درست راهنمایی میکنن که باید چنین بود و چنان بود خیلی هاشون مثل وین عزیزم تمرین های عالی هم میدن ولی اینکه واقعا به اون جایگاهی برسیم که اونها میگن و ما هم عقل و قلبمون می پذیره که درسته و باید برسیم اینجوری نیست که شب بخوابیم و صبح با خصلت های خداگونه از خواب بیدار شیم
باید مستمر و پیگیرانه تمرین کنیم
باید تمرکز و دقتمون رو به خودمون معطوف کنیم
باید لحظه به لحظه خودمون رو اسکن کنیم و احساساتمون رو ببینیم و بررسی کنیم
باید به خودمون بپردازیم
به خود خودمون. باید به جایی برسیم که هیچ کس رو قضاوت نکنیم و فقط رو خودمون متمرکز باشیم.
راستی اکهارت توله هم خیلی خوبه ها. بزرگترین استاد در زمینهء زندگی در لحظهء حال هست. تمرینات خوبی میده برای وصل شدن درونت به انرژی عشق جاری در کائنات. اما خب وین دایر برای من خود عشقه، پدر معنوی منه.
راه خدا از قلب می گذرد....ما را در سایت راه خدا از قلب می گذرد. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88