من واقعا نمی دونم این عدم توافق بین من و تکنولوژی کی قراره پایان بگیره
تا کی قراره من از اون فرار کنم و اون هم به تلخی از من انتقام بگیره
راه صلح و مراودهء سالم رو باهاش پیدا نمیکنم که این قضیه بین من و اون تموم بشه بره پی کارش
تا به حال انتقام های دردناکی از من گرفته سه بار تا الان گوشی های هوشمند خوبم رو غیب کرده باور نمیکنین ولی واقعا هربار گوشی گرفتم به طور عجیبی در کمتر از یک ماه غیب شدن ... من آدم وسیله گم کنی نیستم ولی گوشی هوشمندم همیشه گم میشه
لپ تابم بلایی نبوده که به سرش نیومده باشه
و بدتر از همه وضعیت اینترنت و مودم منه که اسرار آمیزه این دیگه واقعا همه اساتید سخت افزار و نرم افزار رو به تعجب می اندازه که معمولا مودم با لب تابم کانفیگ نمیشه میبرم مغازهء طرف درست میکنه همونجا جواب میده میارم خونه دائم قطع و وصلی دارم طرف میاد خونه درستش میکنه همینکه میره دوباره قطع میشه رو هر مدل گوشی درست عمل میکنه من که میگیرم دستم قطع میشه ... همسرم با لب تاپ و اینترنتش کار میکنه به من که میرسه قطع میشه
اینترنتم به هرشکلی که بگیرم برای من ضعیف عمل میکنه چه رو گوشی چه رو لپ تاب
هر گوشی هوشمندی که بیاد تو دست من اینترنتش ضعیفه یعنی همه با هم یه جا نشستیم همه دارن با اینترنت عالی عمل میکنن به من که میرسه کلا اینترنت از بین می ره
وبلاگ های من بعد از یه مدت که حسابی توش پست گذاشتم و پربار شده یه دفعه می پره
اینستاگرام کلا با من نمیسازه الان هم از وقتی از تهران برگشتم کلا اینستاگرامم تعطیل شده از روی هرچی که اینستاگرام داشتم پریده تو گوشی همسرم هست ولی تو خونه کار نمیکنه باید برم یه جایی که اینترنت داشته باشه و بعد خیلی کوتاه باز میشه و دوباره تموم .. هیچ تماس تصویری به هیچ شکلی با هیچکس نمی تونیم برقرار کنیم ... همه مدل اینترنت رو هم امتحان کردیم.
الان این موس تازه ای که خریدم چرا کار نمیکنه تا چند وقت پیش کار میکرد چش شد یهو؟
گاهی به کلافگی می رسم واقعا
به خصوص وقتی دوست دارم یه مطلب مهمی از نظر خودم رو انتشار بدم و امکانش نیست بعد دقیقا وقتی دیگه من منصرف میشم همه چی اوکی میشه
درسته من همیشه میگم علم و تکنولوژی ما رو از خود واقعیمون دور کرده درسته که وقتی یه کم سرم گرم تکنولوژی میشه از خودم جا میمونم و حالم خراب میشه ولی واقعا انصاف نیست این رفتار تکنولوژی با من
الان در حال حاضر سایه و بقیه دوستان ساکن در بیان صفحه هاتون برام باز میشه و میخونمتون اما نمی تونم کامنت بذارم صدبار تلاش کردم برای کامنت گذاشتن نمیشه اعصابم خراب میشه اینجا میگم دیگه فعلا نمیخوام براتون کامنت بذارم
اینستاگرامم که کلا یه تختهء تعطیل است سر درش چسبونده شده لایک و کامنت تو اینستا هم کلا خلاص
لب تاپم رو به نابودیه و امکان خرید لب تاپ جدید هم فعلا ندارم
خلاصه اگر یه مدت دیدین من کلا دیگه نیستم من رو می تونین تو غارهای کوههای سپیدان استان فارس پیدا کنین
والا زندگی وسط شهر با امکانات غار دارم من
برم غارنشین بشم بهتره دیگه حرص و جوش نمیخورم لااقل
و در کل هیچوقت از هیچی تو زندگیم به اندازه تکنولوژی بیزار نبودم الان داره انزجارش از من رو به این شکل نشون میده
من الان اعتراف کنم که احساس شکست سخت میکنم در مقابلش قبوله؟ این شعور داره اصلا؟
شعور داره به خدا دارم باور میکنم که شعور داره کاملا می فهمه انرژی من رو نسبت به خودش حس میکنه و بر همون اساس واکنش نشون میده نامرد
من الان با این منیت ام چه کنم که میخواد از وجودم بزنه بیرون؟ میخواد با شماها حرف بزنه و مراوده داشته باشه
من الان با این میل به ابراز وجودم چه کنم؟
الان اگر من از این تنها دلخوشی اجتماعی خودم و تنها ابزار ارتباط اجتماعی من با دوستانم دل بکنم مشکل تکنولوژی با من حل میشه؟
مشکل کائنات و هستی با من حل میشه ؟
این همه باور اشتباه که تو این ده سال اخیر از دیدن شواهد و قرائن به دست آوردم رو چطور عوض کنم؟
این باور مشکل شخصی داشتن اینترنت با من؟
چطوری باهاش کنار بیام و ازش استفاده کنم و ازش در امان بمونم؟
خسته شدم واقعا الان هم می دونم برای پست کردن این مطلب چندساعت زمان لازم دارم و با نفس های عمیق و دور کردن خشم و کلافگی میخوام شروع کنم به امتحان کردن انتشار این پست
شت
راه خدا از قلب می گذرد....ما را در سایت راه خدا از قلب می گذرد. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83